خیالهای فردا
شنیدنهای غیر قابل تحمل
بیدار ماندنها
زندگی کودکانه
دوستت دارمهای صادقانه
دوستم نداشته باشهای عارفانه
حرفهای زمخت و دلخراش
تکرار دلخراشی
قلب خراشیده شده
...
ما برای هم دیوار ساختهایم
بتنی
حائل و سخت
درونش زندگی میکنیم
حرفهایمان کلفت می شوند
و چهار دیواری به آن نیرو می بخشد
و من خرد می شوم
تکه تکه و ذره ذره
آن قدر که متریال می شوم
بتن و سرد
فراموش کننده و فراموش شونده
بی تأثیر از خیالها
انگار از ازل نبودهام
...
آسوده نفس کشیدن
بدون هیچ نقطه ی پایانی
رها و
بدون وسوسه از پایانهای خوش
و جمع من و تو...
زندگی تلخ است
تلخ و زمخت
زمخت و دلخراش
...
و قلبم خراشیده شده است.
2 comments:
doost dashtam in ro az hame bishtar!
baz khube ke to mikhuni ina ro...
Post a Comment