کاهوی شماره ی یک!
امروز قرار است کاهوها نیز سهمیه بندی شوند.
آیا تو نیز کاهوهایت را می شماری؟
در تجربه ی سالاد خوردنت، آیا شمارش کاهوها نیز جای دارند؟
همانند من که تجربه را، سلولار به ذهنم تزریق می کنم؟ این هم نوعی تجربه است.
کاهوی شماره ی دو!
هوا کمی ابری است امروز. طرح ها بوی چاشنی همیشک را می دهند و زیر دندان صدا می دهند تق!
زور زده ام از صبح.
ذهنم کاهوی شماره ی سه را می طلبد.
و ای کاش صفحه ی آجری بیست سانتیمتری نبود!
بس است دیگر روشنفکری! تو در ذهنت معماری را خلق کرده ای. سنت دست از مغز تو بر نمی دارد.
ادعا نکن. کاهوی شماره ی چهارت را بخور! دوست داشتی سرکه ی سیب هم هست.
زمان سلولار نمی گذرد انگار.
کاهوی شماره ی پنج آخرین است، غوطه ور در سس مایونز... دلم دیگر ششمین کاهو را نمی طلبد، سیر شده است انگار...