Saturday, January 31, 2009

بدون عنوان

کاهوی شماره­ ی یک!

امروز قرار است کاهوها نیز سهمیه­ بندی شوند.

آیا تو نیز کاهوهایت را می­ شماری؟

در تجربه­ ی سالاد خوردنت، آیا شمارش کاهوها نیز جای دارند؟

همانند من که تجربه را، سلولار به ذهنم تزریق می­ کنم؟ این هم نوعی تجربه است.

کاهوی شماره­ ی دو!

هوا کمی ابری است امروز. طرح­ ها بوی چاشنی همیشک را می­ دهند و زیر دندان صدا می­ دهند تق!

زور زده­ ام از صبح.

ذهنم کاهوی شماره­ ی سه را می­ طلبد.

و ای کاش صفحه­ ی آجری بیست سانتیمتری نبود!

بس است دیگر روشنفکری! تو در ذهنت معماری را خلق کرده­ ای. سنت دست از مغز تو بر نمی­ دارد.

ادعا نکن. کاهوی شماره­ ی چهارت را بخور! دوست داشتی سرکه­ ی سیب هم هست.

زمان سلولار نمی­ گذرد انگار.

کاهوی شماره­ ی پنج آخرین است، غوطه­ ور در سس مایونز... دلم دیگر ششمین کاهو را نمی طلبد، سیر شده است انگار...

0 comments: