بهای هر لحظه وجد را
باید با رنج درون پرداخت-
به نسبتی سخت و لرزآور
به میزان آن وجد.
بهای هر ساعت دلپذیر را
با سختی دلگزای سال ها-
پشیزهای تلخ و پر رشک
و خزانه های سرشار اشک!
امیلی دیکسون
زندگی دارد شفاف می شود کم کم، من اما، توانم برای شفاف نشدن از بین رفته است، گویا من نیز خود را به زندگی سپرده ام
بهای هر لحظه وجد را
باید با رنج درون پرداخت-
به نسبتی سخت و لرزآور
به میزان آن وجد.
بهای هر ساعت دلپذیر را
با سختی دلگزای سال ها-
پشیزهای تلخ و پر رشک
و خزانه های سرشار اشک!
امیلی دیکسون
2 comments:
در اتاقی که به اندازه ی یک تنهاییست دل من که به اندازه ی یک عشق است، به بهانه های ساده ی خوشبختی خود می نگرد... به زوال زیبای گلها در گلدان،
به نهالی که تو در باغچه ی خانه مان کاشته ای...
من پری کوچک غمگینی را می شناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نیلبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از بوسه ای باز به دنیا می آید...
پری کوچک من! من صدای نی لبک جوبین تو رو می شنوم... از همین جا
شعر خیلی قشنگی ست . آن تقویم هم چیز فوق العاده ای ست :)
Post a Comment